هرچه هستی باش .....

 

با توام ای لنگر تسکین

ای تکان های دل

ای آرامش ساحل

با توام          

ای نور

ای منشور

ای تمام طیف های آفتابی

ای کبود ارغوانی

ای بنفشابی

با توام ای شور ،ای دلشوره شیرین

با توام ای شادی غمگین

با توام ،ای غم ،غم مبهم

ای نمی دانم

هرچه هستی باش

اما کاش

نه جز اینم آرزویی نیست

هرچه هستی باش

اما باش .....

 

قیصر

حسرت همیشگی

 

حرفهای ما هنوز نا تمام

تا نگاه می کنی

وقت رفتن تو است

بازهم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه باخبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود

آی.......

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان چه زود دیر می شود

 

قیصر

 

اما بعد از این

سلام به همه آنها که بابا هاشون رو دوست دارن

من سمیه ام تازه از مسافرت اومدم

خیلی سرم شلوغه

بقیه دخترای بابا هم سرشون یه جورایی شلوغه

اگه گاهی دیر میاییم مارو ببخشید

از شرایط دختر بابا عطا شدن پرسیده بودین اولین شرطش اینه که عاشق باشین

شرایط بعد رو بعدن میگم

بارانی باشید و با طراوت

همه گلهای رز بهاری برای تو بابا .............

 

یاد تو

ما در این کلبه خوشیم

تو در آن اوج که هستی خوش باش

ما به یاد تو خوشیم

تو به یاد هر که هستی خوش باش ............