هرچه هستی باش .....
با توام ای لنگر تسکین
ای تکان های دل
ای آرامش ساحل
با توام
ای نور
ای منشور
ای تمام طیف های آفتابی
ای کبود ارغوانی
ای بنفشابی
با توام ای شور ،ای دلشوره شیرین
با توام ای شادی غمگین
با توام ،ای غم ،غم مبهم
ای نمی دانم
هرچه هستی باش
اما کاش
نه جز اینم آرزویی نیست
هرچه هستی باش
اما باش .....
قیصر
باباعطا يه باباي مهربون مثل همه ي باباهاي مهربون دنيا بود اما يه فرق كوچيك با باباهاي مهربون ديگه داشت: عاشق بودنش از بابابودنش بهتر بود.