زائر ارباب

 

باباعطا  عمواکبر

یه خبر جدید:

داداش کوچیکه تون یا همون عموکوچیکه ی خودم رفت کربلا.....

خوش به حالش، نه؟    منم خیلی دلم میخواد برم ولی نمی دونم چرا نمی طلبند! خوب حتما قدِ این حرفا نیستم دیگه

راستی! خدا به خیر کنه محرم امسال رو! تو هیأت های قبلیمون با اینکه کربلا نرفته بود و حرم ارباب رو از نزدیک زیارت نکرده بود، حالش دست خودش نبود! امسال که دیگه کربلا رو دیده، میخواد چیکار کنه.......   یاحسین

راستش دلم براش شور میزنه....

حجة الله علی الحجج

 

دو خورشيد سر زد ز يك آسمان   به يك شب ولي با مرور زمان

يكي در حجاز و يكي در خمين  يكي مادر و ديگري نور عين

پسر را بود نام روح خدا     ولي مادرش هست خيرالنساء

دو مولود ياس و گل ارغوان    مبارك به مهدي صاحب زمان (عج الله)

 

 میلاد دخت نبی اکرم صلی الله حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بر همه دوستان مخصوصا بانوان و مادران عزیز و مهربان، و به طور خیلی خیلی ویژه بر مادر عزیزم مبارک

 

و حالا چند حدیث زیبا در وصف فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها تقدیم می کنم:

قال رسول اللَّه صلی الله : «یا فاطِمَةُ اِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَغْضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرْضَى لِرِضاكِ».  رسول خد(ص) فرمود: «اى فاطمه! به راستى خداوند بزرگ خشمگین مى‏شود به‏خشم تو وراضى مى‏شود به رضایت‏تو».

 قال رسول اللَّه صلی الله: «یاسَلْمانُ حُبُّ فاطِمَةَ یَنْفَعُ فى مِائَةٍ مِنَ الْمَواطِنِ أَیْسَرُ تِلْكَ الْمَواطِنِ، الْمَوْتُ». رسول خدا صلی الله فرمود: «اى سلمان! دوستى فاطمه در صد جاى سود دارد كه كمترین آنها، هنگام مرگ است»

 قال الصادق علیه السلام : «اِنَّماسُمِّیَتْ فاطِمَةُ لاَنّ‏الْخَلْقَ فُطِمُوا مِنْ مَعْرِفَتِه». امام ششم علیه السلام فرمود: «همانافاطمه، فاطمه نامیده شد، زیرا مردم از شناخت او دورند»

 

فرصت دارید، ادامه مطلب را هم ببینید و بخوانید. شعر زیباییست در وصف حضرت سلام الله علیها

 

ادامه نوشته

بازی دراز 91 - یک

 

سلام باباعطا

سلام عمواکبر

ارديبهشت امسال هم قسمت شد رفتم بازي دراز، سرپل ذهاب، قصرشيرين، تنگه مرصاد و پادگان ابوذر؛

دشت ذهاب- محل شهادت شهید شیرودی

بازی دراز

مثل پارسال، لیلا هم باهام بود. همون رفیقم که باباش بازی دراز شهید شده بود و خودش ۱۲ روز بعد از شهادت باباش، دنیا اومده بود. صبح جمعه بعد از یک ساعت کوهپیمایی وقتی رسیدیم بالای قله ی ۱۱۰۰ گچی، چشممون افتاد به قله ای که مقداری اونطرف تر از ما بود و بابای لیلا، اونجا شهید شده بود و چون اون منطقه، دست دشمن افتاده بود، پیکر مطهرش یکسال همونجا باقی مونده بود. بعد که اون منطقه به دست ما افتاد، در یکسالگی لیلا، پیکر باباش رو برگردوندند.

قله 1150 بازی دراز، محل شهادت بابای لیلا

لیلا با یه حسرتی در حالی که به اون قله نگاه می کرد، گفت: "کاش میشد میرفتیم اونجا! بعدش هم مثل پارسال گفت: همیشه فکر می کردم اگر یه روز بیام اینجا، خیلی منقلب بشم و تحملش برام خیلی سخت باشه، ولی این دو سالی که اومدم اینجا، تصورم اشتباه از آب دراومد."  آخه میدونی چیه باباعطا؟ لیلا هم یه کم مثل من، بی احساس تشریف داره!!!!!! من هم که حدود ۱۴ سال پیش قسمت شد یه سر تا هورالعظیم و نزدیکای جزایر مجنون اومدم، همینجوری بودم! انگار نه انگار که نزدیک مقتل بابام شدم!!!!  البته این رو هم بگم ها؛ خیلی خیلی دوست داشتم یکی از دوستات اونجا بودند و بهم می گفتند دقیقا کجاهای اون منطقه عملیات خیبر بوده ....  بگذریم

سفر امسال هم دقیقا همون جاهایی رفتیم که پارسال بردنمون. با آدمهای مختلف در جاهای مختلف مواجه شدیم از جمله؛ در حیاط حرم احمدبن اسحاق در سرپل ذهاب بودیم و داشتیم در قسمت مزار شهدا، با لیلا قدم می زدیم که دیدیم خانواده ای بر سر مزار شهیدشون نشسته اند. کنجکاوی مون گل کرد و رفتیم جلوتر: 

شهید غلامحسین نظری  محل و نحوه شهادت: در حین پاکسازی مین؛ منطقه مریوان ؛  ۷/۶/۹۰ ؛ یعنی هنوز یکسال هم از شهادتش نگذشته بود. رفتیم نشستیم کنار همسر و دو دختر شهید و بعد از خوندن فاتحه، باهاشون کلی گپ زدیم. اونها هم با خوشرویی زیاد با ما رفتار کردند و یک عکس یادگاری هم با هم انداختیم. همسر شهیدنظری میگفت: "ایشون آرزوی شهادت داشت و بالاخره هم به آرزوش رسید و چون خودش این راه رو انتخاب کرد و علاقه داشت، خدا را شکر می کنم که به خواسته اش رسید ما هم همه تلاش خودمان را می کنیم که ادامه دهنده راه همه شهدا باشیم".

خانواده شهید بر سر مزار

برام خیلی جالب بود باباعطا! توی این عصر و زمان، داشتن چنین روحیه ی صبر و استقامتی، ساده نیست بالاخره زمان شهادت شما و عمواکبر و سایر رفقا، مسأله شهید و شهادت، قابل هضم تر از امروز بوده. خدا به این خانواده صبر و أجر فراوان عنایت کند انشاءالله.

یه اتفاق جالب دیگه که افتاد این بود که بالای قله ی بازی دراز که رسیدیم، اعلام شد یک هلی کوپتر یا همون بالگرد خودمون، الان میاد و مزار شهدای گمنامی که سال گذشته بالای این ارتفاع دفن شدند، گلباران می کند اما چشمتون روز بد نبینه که اونقدر این هلیکوپتر به زمین نزدیک شد که به جای گلباران، خاکباران شدیم. گرد و خاک بود که به هوا بلند شد و ما هم حسابی خاکی شدیم!!! 

باباعطا!  عمواکبر!

نمی دونم امسال توی این سفر چقدر حواستون بهم بود؟ آخه سفر امسال یه تفاوت خیلی خیلی خیلی مهم با دو تا سفر قبلی داشت و لذا برای من، خیلی خیلی ارزشمند و مغتنم بود. تفاوت این سفر با سفرهای قبلی به غرب و حتی جنوب، این بود که..................

ادامه دارد...............

 

 

شهید پالیزوانی

 

 در ارتفاعات بازی دراز، نایب الزیاره همه دوستان بودم

از همه دوستاني كه فرصت نكردم جهت عرض ادب، به وبلاگشان سر بزنم و پاسخ محبتشان را بدهم، عذرخواهي كرده و در اولين فرصت اين قصور را جبران خواهم كرد.

به دلیل فرارسیدن سالروز شهادت استاد شهید مطهری، لازم دیدم گزارش سفر به جبهه های غرب را به فرصت دیگری موکول کنم و اندکی درباره شهیدی بنویسم که در دوران دفاع مقدس در جبهه های نبرد حق علیه باطل، ضرورت مطالعه آثار استاد مطهری را به همرزمانش گوشزد می کرد.     

 چهار سال پيش، دفتر ما با همكاري دانشگاه امام صادق عليه السلام، طرحي به اجرا درآوردند با هدف تربيت مربيان مسلط به آثار استاد شهيد مطهري. آقاي دكتر هاشمي گلپايگاني،  كه پايه گذار طرح انديشه مطهر در دانشگاه امام صادق عليه السلام هستند، جزوه اي با عنوان "چرايي و چيستي طرح مطالعاتي آثار شهيد مطهري" تهيه كردند كه مطالعه آن براي مربيان، الزامي بود. مدتي بعد، آن جزوه تبديل به كتاب گرديد و تا امروز در اختيار علاقه مندان به مطالعه آثار استادشهيد مطهري، قرارگرفته و مي گيرد. در همان روزهاي اول چاپ كتاب "بينش مطهر"، صفحات اول آن را ورق مي زدم كه رسيدم به خاطره اي از شهيد بزرگوار "مرتضي پاليزواني" و آنجا بود كه متوجه شدم چرا طرحي كه اجرا شد، اينقدر اثرگذار بود و تمامي مربيان شركت كننده در آن، با عشق و علاقه خاصي از طرح و محتواي آموزشي آن، سخن مي گفتند. تأكيدات اين شهيد بزرگوار بر مطالعه آثار شهيدمطهري، بسياري از رزمنده ها را به مطالعه وا داشته و شايد تدريس انديشه هاي استاد مطهري در دانشگاه امام صادق عليه السلام و در پي آن، اشاعه اين طرح در برخي دانشگاه ها، حوزه ها، مدارس و نهادهاي دولتي، ناشي از سخنان اثرگذار شهيدمرتضي پاليزواني در جبهه هاي نبرد باشد. خلوص اين شهيد بزرگوار و احساس مسؤوليتي كه از خود نشان داد و نيز همتي كه دوست و همرزم اين شهيد، از خود نشان داد، منتج به گسترش روزافزون طرح مطالعاتي آثار شهيد مطهري شد.  

آقاي دكتر  هاشمي گلپايگاني در كتاب بينش مطهر، دو پيام شهادت و ولايت را در راه اندازي اين طرح، بسيار مهم دانسته است بدين معنا كه در كنار انگيزه اي كه شهيدپاليزواني در ايشان و ساير رزمندگان ايجاد كرده است، تأكيدات دو ولي فقيه يعني حضرت امام خميني و حضرت آيت الله خامنه اي بر مطالعه آثار شهيد مطهري همواره سرلوحه كارشان قرار داشته و خواهد داشت.  

****علاقه مندان به راه اندازي طرح در دانشگاه، حوزه، مسجد، مدرسه و.... در سراسر كشور مي توانند با دبيرخانه بينش مطهر دانشگاه امام صادق عليه السلام، تماس بگيرند:  ۸۸۳۷۲۷۲۱  **** 

 شهيد پاليزواني

 مزار دانشجو و معلم شهید مرتضی پالیزوانی

مزارشهید پالیزوانی-بهشت زهرا سلام الله - قطعه 24

 عكس هايي كه بالاي مزار شهيدپاليزواني قراردارد، نمايانگر آن است كه دو برادر ديگر اين شهيد بزرگوار، يكي قبل از انقلاب و ديگري در دوران دفاع مقدس به شهادت رسيده اند

مزار شهید پالیزوانی و تصویر سه شهید بزرگوار این خانواده

 وصيت نامه شهيد مرتضي پاليزواني:

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود به آقا امام زمان وتنها نایبش حضرت امام خمینی روحی له الفداه و با درود به ارواح طیبه همه شهداي حق خصوصا استاد بزرگوار من و شما، استاد شهید مرتضی مطهری که اسلام را به ما آموخت، در دامن امام پرورش یافت و مارا در دامن آثارش پرورش داد.

وقتی نیست تا کامل تر بنویسم سعی بر اختصار است..

مطالبی که می نویسم از روی احساسات نیست از سربیداری فطرت خوابم است.

بهترین انسان ها درر زندگی شخصی ام پدر ومادر و همسرم بودند که متاسفانه بیشترین آزار را نسبت به آنها روا داشتم شاید باور نکنند اما بدانند همان موقعی که آنها را اذیت می کردم خصوصا پدر و همسرم، سخت ناراحت بودم اما نفسم مانع از ترک آن اعمال می شد.

هیچ همسری از همسرم وفادارتر ندیدم. او و فرزند یا دو فرزندم پاره های جگر من هستند

....................اگر محمد مایل بود راه پدرش را پی گیری کند از کتبم استفاده کند و بداند پدرش فقط و فقط برای خدا و تحت حکومت مطلق امام خمینی و با اطلاعات اسلامی که از استاد مطهری گرفته بود، شهید شد.

برادران، فامیل، دوستان، پدر، مادر، همسر جز به خدا نیندیشید. دنیا دار گذر است.

همسرم دوست داشتم بیشتر با تو سخن می گفتم اما نشد باید بروم احساس تنهایی نکن، خمینی پدر محمد است و خدا ولی همه. همه کسانی که به ناحق به آتها ستمی روا داشته ام مرا عفو کنند اگر روز قیامت توانستم تلافی می کنم.

 اگر خواستید از من تقدیر کنید ازفکرم پیروی کنید و به زن و فرزندانم احترام بگذارید.

شاید چیزهایی را از قلم انداخته باشم، ببخشید

........همسرم می دانی چقدر به تو علاقه داشتم ولی اسلام از شما عزیزتر است. محمد عاشق تو بودم ولی افتخار کنکه پدرت حالا روح خدا خمینی است. راهم را ادامه بده. اگر فرزند بعدی پسر بود اسمش را مرتضی بگذارید و اگر دختر فاطمه یا زهرا.

........بچه های دانشجوی فلسفه راه فلسفی استاد رابروید ولاغیر.

                                                                              10اردیبهشت 1365 مرتضی پالیزوانی

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در ادامه مطلب دو پيام شهادت و ولايت را از کتاب "بینش مطهر؛ چرایی و چیستی طرح مطالعاتی آثار شهید مطهری" نوشته آقاي دكتر هاشمي گلپايگاني آورده ام که اگرچه کمی طولانی است اما به نظرم بسیار اثرگذار خواهد بود. لذا به همه دوستانی که فرصت دارند توصیه می کنم ادامه مطلب را ببینید و بخوانید.

ادامه نوشته

فاطمیه

 

آن روز اگر نشد فدایت بشویم،   تقدیر نبود خاک پایت بشویم

امروز بیا و مادری کن، بگذار،    گریه کن فاطمیه هایت بشویم

 

ايام حزن و ماتم و اندوه فاطميه؛ شهادت جانسوزو جانگداز ام ابيها دختر نبوت، همسر ولايت، و مادر امامت حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها را به ساحت مقدس امام زمان عجل الله تعالی و همه ارادتمندان به آستان مقدس اهل بيت عليهم السلام تسليت عرض مينمايم.

فاطمیه ی امسال به لطف خدا و عنایت شهدای مسجدجامع، بعد از سال ها دوری هیأت خانواده شهدا از مراسم سوگواری حضرت زهرا سلام الله علیها، شب شهادت حضرت، در مسجد جامع مجلس سوگواری خواهیم داشت.  البته اولین مراسم سوگواری حضرت، در دهه ی اول در منزل پدربزرگم یعنی همان خانه ی باباعطا و عمواکبر، برگزار شد و مراسم مسجدجامع، دومین مجلس خواهد بود. امیدوارم که همه ی رزمنده های قدیمی مسجد، با حضور خود در این مجلس و با یاد دوستان شهیدشون، روضه ی مادر را هر چه باشکوهتر برپا کنند.

باباعطا و عمواکبر و همه ی شهدای مسجد هم حتما حتما مجلس ما رو گرم خواهید کرد! منتظریم   


گفت : در می زنند مهمان است
گفت: آیا صدای سلمان است؟

این صدا، نه صدای طوفان است
مزن! این خانه ی مسلمان است

مادرم رفت پشت در، اما

گفت:آرام ما خدا داریم
ما کجا کار با شما داریم

و اگر روضه ای به پا داریم
پدرم رفته ما عزاداریم

پشت در سوخت بال و پر، اما

آسمان را به ریسمان بردند
آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند
مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر،اما

بین آن کوچه چند بار افتاد
اشک از چشم روزگار افتاد

پدرم در دلش شرار افتاد
تا نگاهش به ذوالفقار افتاد

گفت: یک روز یک نفر اما...        شاعر: سیدحمیدرضا برقعی

لعن الله قاتیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انشاءالله امسال هم اگر توفیق بشه، قراره برنامه سفر به کرمانشاه و ارتفاعات بازی دراز رو داشته باشیم.

البته اگر آقای "بووووووق"  مثل هر سال با حضور خانم ها در این اردو، مخالفت نکنند. راستش، هر سال که واسه ثبت نام، پیگیری می کنیم، با این پاسخ مواجه میشیم که: " آقای بووووووق مخالفه که خانم ها رو ببریم، ولی شما نگران نباشید، ما درستش می کنیم. شما نفراتتون رو اعلام کنید."  خلاصه اون بنده های خدا دور از چشم اون آقای بزرگوار، چند روز زودتر میرن اونجا تا شرایط رو واسه یه شب اسکان خانم ها فراهم کنند و آقای بوووووق را مقابل عمل انجام شده قرار میدن.

خدا خیرشون بده

ادامه نوشته