فلاحت پور

دختران باباعطا، سالگرد شهادت شهيد مهدي فلاحت پور را گرامي مي دارند

مهدي (بهروز) فلاحت پور، متولد سال ۱۳۴۳، فعاليت خود را در زمينه فيلمبرداري از اوايل سال ۱۳۶۴ آغاز كرد؛ زماني كه گروهي از بسيجيان لشكر ۲۷ محمد رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) در جبهه جنوب تصميم گرفتند واحدي ايجاد كنند كه اعضاي آن، همراه با گردان هاي خط شكن، در شب عمليات در رزم شركت كرده و تصاوير وقايع روي داده در ساعات اوليه عمليات را ثبت كنند. فلاحت پور پس از طي دوره هاي فشرده آموزش فيلمبرداري در مقر نجف، اولين كارهايش در زمينه فيلمبرداري را مقارن با عمليات كربلاي يك و آزادسازي شهر مهران آغاز كرد. فيلمبرداري با دوربين هاي سوپر هشت و بدون صدا، اين شيوه كار تا بعدها و در عملياتي نظير كربلاي پنج و هشت نيز ادامه يافت.
    تابستان ۱۳۶۵، فلاحت پور ضمن شركت در كلاس هاي آموزش بيان تصويري كه ازسوي گروه روايت فتح برپا شده بود، با شهيد آويني آشنا شد. اپيزود پاياني مستند «گلستان آتش» به همراه مجموعه سه قسمتي «دسته ايمان» حاصل اين آشنايي و همكاري بود. بعد از پايان جنگ كه شهيد آويني فعاليت خويش را متوجه بررسي تاثيرات ناشي از انقلاب اسلامي در ديگر كشورها كرد، فلاحت پور كه به تازگي در رشته سينماي دانشگاه هنر پذيرفته شده بود، يكي از فيلمبرداران فعال روايت فتح بود. ماحصل تلاش هاي او در اين دوره مجموعه «با من سخن بگو دوكوهه» با موضوع دفاع مقدس و فيلمبرداري قسمت هايي از مجموعه «سراب» بود.
    در ارديبهشت ۱۳۷۱،فلاحت پور به همراه اكيپ روايت فتح، براي فيلمبرداري مجموعه «سه نسل آواره» به لبنان رفت كه هنگام فيلمبرداري در منطقه بقاع غربي و در نزديكي خط تماس رزمندگان لبناني و سربازان اسراييلي، با اصابت راكت هوا به زمين يكي از هلي كوپترهاي ارتش اسراييل به شهادت رسيد و در تاريخ ۳۱/۲/۸۹ در محله چندار واقع در روستاي چندار ساوجبلاغ به خاك سپرده شد. 

يا فاطمه

من غلامی زغلامان توام یا زهرا

مستمندی به سر خان توام یا زهرا

اززمانی که به خودآمده ام فهمیدم

خاطر آشفته و حیران تو ام یازهرا

من دعا بودم از روز ازل برلب تو

ذکری از نیمه سوزان تو ام یازهرا

متولد شده عشق تو ام بی بی جان

آه پرورده دامان توام یا زهرا

بیت الأحزان دلم شاهد اشک سحرت

اشک آن دیده گریان تو ام یازهرا

از ازل لطف تو شد شامل حالم آری

تا ابد در خور احسان تو ام یا زهرا

شد یهودی زنخ چادرت اسلام شناس

فخرم این بس که مسلمان توام یازهرا

ای یتیمان مدینه همه از پخت تو سیر

طالب لقمه ای از نان تو ام یازهرا

بازي دراز

سلام باباعطا

پنجشنبه و جمعه هفته گذشته قسمت شد برم يه جايي كه تاحالا نرفته بودم: تنگه مرصاد، قصرشيرين، سرپل ذهاب و ارتفاعات بازي دراز

 

عجب صفايي داشت كوه ها، تپه ها و دشت هاي بسيار سبز و خرم

البته فضاي اونجا با جبهه هاي جنوب خيلي متفاوته. دقيقاً نمي تونم نوع تفاوتش رو بيان كنم ولي ميشه گفت جبهه هاي غرب و شهدايش، خيلي غريب تر از جبهه هاي جنوب هستند: شهيد محمد بروجردي، محسن حاجي بابا، علي موحددانش و .... 

به همه ي دوستداران باباعطا كه تاكنون موفق به زيارت جبهه هاي غرب نشدند، توصيه مي كنم حتما يه سر بزنند