يا فاطمه
من غلامی زغلامان توام یا زهرا
مستمندی به سر خان توام یا زهرا
اززمانی که به خودآمده ام فهمیدم
خاطر آشفته و حیران تو ام یازهرا
من دعا بودم از روز ازل برلب تو
ذکری از نیمه سوزان تو ام یازهرا
متولد شده عشق تو ام بی بی جان
آه پرورده دامان توام یا زهرا
بیت الأحزان دلم شاهد اشک سحرت
اشک آن دیده گریان تو ام یازهرا
از ازل لطف تو شد شامل حالم آری
تا ابد در خور احسان تو ام یا زهرا
شد یهودی زنخ چادرت اسلام شناس
فخرم این بس که مسلمان توام یازهرا
ای یتیمان مدینه همه از پخت تو سیر
طالب لقمه ای از نان تو ام یازهرا
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۲/۲۶ ساعت ۹:۴۹ ق.ظ توسط دختر باباعطا
|
باباعطا يه باباي مهربون مثل همه ي باباهاي مهربون دنيا بود اما يه فرق كوچيك با باباهاي مهربون ديگه داشت: عاشق بودنش از بابابودنش بهتر بود.