سلام باباعطا

 

امروز صبح* یکی از همکارانت در تیم حفاظت، قدم بر چشم ما گذاشت. (قابل توجه اون دوستانت که تا اسم صحبت و خاطره گویی و مصاحبه را میاریم، یا خودشون رو به اون راه می زنن یا جواب سربالا می دن و هرطوری شده از زیرش در میرن)  

باباعطا نفر وسط، آقای خضوعی سمت چپ و مرحوم کاظمی سمت راست

 برادر بزرگوار جناب آقاي مجيد خضوعي كه در عكس بالا، سمت چپ ايستاده است، ميهمان ما بودند كه با كمك جناب آقاي احمدجمشيدي از برادران سپاه حفاظت انصارالمهدي و به واسطه همين عكس، به ايشان دسترسي پيدا كرديم. نفر سمت راستٰ، آقاي حسين كاظمي است كه متأسفانه سالها پيش در سانحه رانندگي در راه بازگشت از زيارت حرم امام رضا عليه السلام به رحمت خدا رفتند. خداوند با دوستان شهيدش همنشین گرداند انشاءالله

آقاي خضوعي پيش از انقلاب در كنار مشغله هاي كاري، در رشته هاي جودو و كاراته ورزشكار حرفه اي بوده و عضو تيم ملي جودو بوده است. بعد از انقلاب شغلش را رها مي كند و به عضويت سپاه درمي آید و در كنار حفاظت از شخصيت هاي نظام، در عمليات هاي جنوب و غرب كشور نیز  حضور داشته است.

آقای خضوعی در مورد وضعیت تربیت بدنی در "حفاظت" گفت: " در آن زمان اصلا در حفاظت، تربیت بدنی وجود نداشت و بنده بنیانگذار تربیت بدنی در حفاظت بودم. مسؤولان مربوطه رفتند سابقه ورزشی ما را در آوردند و چون سابقه ورزش زیاد داشتیم، باشگاه ریاست جمهوری را در آن زمان دست ما دادند.  جودو و تکواندو تدریس می کردیم و با بچه ها هم در آسایشگاه دفاع شخصی کار می کردیم." 

ایشان در حال حاضر بازنشسته شده اما ورزش را رها نکرده است و در چند باشگاه تهران مربي جودو و كاراته مي باشد. ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه محمدمهدي خضوعي، فرزندكوچك ايشان، در رقابت هاي جهاني كاراته ۲۰۱۰ انگليس، قهرمان جهان شده است.

 آقای خضوعی میهمان ما

 پس از دیدار با آقای خضوعی، اطلاعاتم در خصوص حضور باباعطا در اکیپ های حفاظتی کمی بیشتر شد. ایشان در کنار توضیحاتی که ارائه داد، افرادی را نیز معرفی کرد که اطلاعات بیشتری درباره ی  باباعطا داشته و بیشتر، با او بوده اند.

باباعطا و آیت الله موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور

مطالبی که در ادامه آورده ام، به نقل از آقای خضوعی و آقای جمشیدی است:

 باباعطا در سال ۶۰ به تیم حفاظتی آیت الله موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور پیوست و پیش از آن در پادگان امام حسین علیه السلام به عنوان مربی سلاح، مشغول آموزش به نیروهای سپاه بوده است و توسط این پادگان به تیم حفاظت معرفی شده است.

در آن زمان که بحبوحه ترور شخصیت ها بود، نیروهایی که تمام و کمال به آنها اطمینان داشته و آموزش دیده بودند، فراخوانده می شدند برای عضویت در تیم های حفاظت. به همین خاطر باباعطا و امثالهم از پادگان امام حسین علیه السلام آمدند در تیم های حفاظتی مسوولان. پیش از این، باباعطا در پادگان، جزو "هنگ" (اتاق مسوولین آموزشی) بوده است.

آن موقع چیزی تحت عنوان سپاه حفاظت انصار المهدی نداشتیم، تیم های حفاظتی تحت عنوان "واحد انصار الامام" فعالیت می کردند و واحد انصار الامام، تعداد زیادی از شخصیت ها را تحت پوشش حفاظتی قرار می داده است.

محل استقرار و به قول آقای خضوعی، آسایشگاه تیم حفاظت از آقای اردبیلی،  در یکی از ساختمانهای ریاست جمهوری فعلی در خیابان پاستور بوده است. منزل آقای موسوی اردبيلي در طبقه بالا و آسایشگاه در طبقه پایین بوده است. بچه هاي تيم حفاظت بصورت شبانه روزي در اين مكان مستقر بوده اند. جالب اينجاست كه حضور و غيابشان در محل كار، بر اساس توافق ما بين خودشان بوده نه بر اساس زمانبندي خاص و از پيش تعيين شده. هر كسي كاري برايش پيش مي آمده، دنبال كارش مي رفته و ديگران جايش را پر مي كردند. اصلا اين حرفها بينشان نبوده كه مثلا امروز تو بمان و فردا من بمانم و ......  رابطه شان بر اساس برادري بوده نه همكار اداري.  

آقای خضوعی با دیدن عکس زیر گفت: در آسایشگاه اتاق بزرگی داشتیم که این میز پینگ پونگ در آن قرار داشت و گاهی بازی می کردیم. سید خیلی خوب پینگ پونگ بازی می کرد

باباعطا

 در پایان، چند جمله ای را که آقای خضوعی در شروع صحبتش در مورد باباعطا گفت، آورده ام:

" خدا بیامرزدش، بچه ی خیلی آقایی بود. که زودتر هم رفت. پاک بود و خونسرد. خوش اخلاق و کاری بود. وقتی خیلی شلوغ می کردیم معمولا تذکرات را ایشان به ما می داد با اینکه از لحاظ سنی از ما کوچکتر بود. در تیم به لحاظ کاری و اخلاق بهترینمان بود.  سال ۶۰ در تیم آقای اردبیلی، یکسالی باهم بودیم.  در آسایشگاه، با همه کُشتی می گرفتیم و به شوخی با بچه ها کَل کَل می کردیم،  چون بالاخره مربی ورزش بودیم و آموزش می دادیم؛ ولی حقیقتش با ایشون رودررو نمی شدیم و کُشتی نمی گرفتیم چون ایشون خیلی قوی و هیکلی بود و زورمون بهش نمی رسید!

از لحاظ حفاظتی هم خیلی می دانست چون پیش از آن، مربی پادگان امام حسین علیه السلام بود.  ای کاش آقای "جواد آقایی" * را پیدا کنید. مسوول تیم حفاظت بود و از پادگان امام حسین علیه السلام، با هم به تیم آمدند لذا بهتر ایشان را می شناسد....."    

آقای خضوعی در حال خاطره گویی

-------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

* این میهمان بزرگوار، صبح پنجشنبه ۲۸ مهر تشریف آوردند و من همان شب، نوشتن این مطلب را شروع کردم. ولی نمی دانم چرا نتوانستم ادامه دهم. بارها و بارها، آمدم تا مطلب را تمام کنم ولی بعد از یکی دو خط، آن را رها می کردم. بالاخره امروز جمعه ۲۰ آبان بعد از حدود یک ماه، طلسمش شکسته شد......

* به لطف خدا و راهنمایی آقای خضوعی و کمک آقای جمشیدی، موفق شدیم به آقای آقایی دسترسی پیدا کنیم و انشاءالله به زودی ایشان را زیارت خواهیم کرد.  

عید سعید غدیر خم، نزدیکه و دو روز پیش رفتم کلی عیدی برای دوستان و همکارانم تهیه کردم.

هر که دارد هوس عیدی ما    بسم الله.....