حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد. این کشتی از قطره اشک مقدسی می گذرد که بر حسین علیه السلام ریخته می شود.       علامه جعفری  رحمت الله

ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین تسلیت باد

 

اوایل دهه ۶۰ که "هیأت خانواده شهدا" توی محله مون تأسیس شد، باباعطا و پدربزرگم جزو مداح های هیأت بودند.

 

تو عکس بالا، باباعطا وسط دسته ی عزاداری، با پیراهن سفید، شال مشکی و سربند آبی رنگ دیده میشه که در حال نوحه خوندنه. باباعطا همیشه توی هیأت پیراهن سفید میپوشیده و شال مشکی می انداخته. رمز و راز این کار رو نمی دونم. یعنی چرا هیچ وقت پیراهن مشکی نمی پوشیده؟

یادش بخیر! عجب هیأت باصفایی داشتیم توی دهه ی ۶۰ . دسته ی عزاداریمون اونقدر بزرگ بود که سر و تهش کلی از هم فاصله داشت. بگذریم....

یکی از معروفترین نوحه هایی که باباعطا می خوند و خیلی از بچه رزمنده های هیأت و پدر و مادرهای شهدا و بچه محل ها، به این نوحه علاقه داشتند و بارها و بارها اون رو از زبان باباعطا شنیده بودند، این بود:

گل زهرا   حسین من      حسینم وای   حسینم وای

بتاب ای مه  در این صحرا   حسینم رفت   شدم تنها  

برادر جان    گل زهرا    حسینم وای   حسینم وای

اما فکر نکنید که باباعطا همینجوری بدون تمرین و آمادگی می رفت واسه مردم نوحه خونی می کردها! نه.  قبلش با دختراش تمرین می کرد تا حسابی به متن نوحه مسلط بشه، بعد می رفت هیأت و واسه مردم نوحه می خوند.

باور نمی کنید؟  بلندگوهاتون رو روشن کنید تا صدای باباعطا و مجلس گردونیه دختراش رو بشنوید!

----------------------------------------------------

پی نوشت:

حدس می زنم این نوار، اوایل سال ۶۲ ضبط شده باشه

هر کس از شنیدن این فایل لذت برد، صلوات و فاتحه ای نثار کند به ارواح طیبه شهدا مخصوصا شهدای کربلا

از همه ی دوستانی که با نظراتشون به وبلاگ بنده لطف داشته و دارند، بسیار سپاسگزارم و یک عذرخواهی بدهکارم به کسانی که هنوز فرصت نکردم نظرات ارزشمندشون رو بخونم و پاسخ بدم. این رو به حساب مشغله زیاد بگذارید. انشاءالله در اسرع وقت از خجالتتون درمیام.