سلام به باباعطا و عمو اکبر

سلام به شهدای عزیز مسجدجامع

سلام به همه ی شهدایی که در ظاهر توفیق زیارت حرم شش گوشه نصیبشون نشد اما هنگام جون دادن، سر بر دامن ارباب بی کفن گذاشتند

هر که دارد هوس کرببلا بسم الله

هر که دارد به سرش شور و نوا بسم الله

هر که لبیک به فرمان خمینی گوید

به خداوند قسم راه حسینی جوید


کربلا کربلا ما داریم میاییم


نسیمی جانفزا می آید بوی کرببلا می آید


بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت.....


آرزوی دیدن کرب و بلا دارم به دل

شوق دیدار حسین سرجدا دارم به دل

با نوای کاروان    بار بندید همرهان      این قافله عزم کرببلا دارد

این ابیات و اشعار، حتما حتما براتون آشناست؛ نه؟ همون اشعاری هستند که شماها با شور و حال زیاد زمزمه می کردید و به شوق زیارت قبر شش گوشه اباعبدلله؛ عازم جبهه ها می شدید.

حالا بعد از گذشت این همه سال از اون روزهای پرشور و حرارت؛ چند سالیه که کاروان های زیارتی، عازم کربلا و نجف و کاظمین و سامرا شدند اما......   بماند

باباعطا، عمواکبر، شهدای مسجد؛ آهای همه ی شهدا!

بالأخره نوبت منم فرا رسید. فردا انشاءالله عازمم.  اول اول اول از همه؛نایب الزیاره ی شما هستم و لحظه لحظه ی این زیارتم رو مدیون شما می دونم. دعام کنید که خیلی محتاجم. دعا کنید شایسته ی این باشم که به نیابت از شما؛ زائر نجف و کربلا بشم و دینی که به گردنم دارید رو به بهترین وجه، ادا کنم

دعا   دعا    دعا      


از همه ی دوستانم در فضای مجازی؛ حلالیت می طلبم مخصوصا از بزرگوارانی که در این مدت به بنده سر زدند و بنده فرصت نکردم بازدیدشون رو پس بدم. انشاءالله بعد از سفر به شرط حیات؛ خدمتشون می رسم و جبران می کنم.

دعاتون می کنم!

دعام کنید!