در وصف برادر
هفته گذشته که پيامك دعوت، واسه مراسم سالگرد عمواكبر براي دوستان و آشنايان فرستادم، در جواب، يه پيامك از طرف يكي از عموهام اومد در وصف عمواكبر. اونقدر شگفت زده شدم كه حيفم اومد ازش تو وبلاگم استفاده نكنم (آخه اين عموجانم خيلي درون گراست و به ندرت پيش مياد به اين صورت احساساتش رو بروز بده)
آن روز كه رفت و راهي دريا شد يك جلوه نهان و صدنظر پيدا شد
بر عهد رجال صادق الوعد بماند بگذشت ز لااله و إلاالله شد
همه منتظر شهادتش بودند؛ هيچكس آمدنش را انتظار نمي كشيد؛
او براي همه معما بود؛ وقتي رفت، هيچ زباني در وصفش ياراي سخن گفتن نداشت اما، همه ي دلها برايش مي سوخت.
او اولين شهيد سید مسجدجامع و سيد شهيدان مسجد بود.....

به لطف خدا، و به همت برخی از اقوام و نیز همراهی دوستان باباعطا و عمواکبر، مراسم سی امین سالگرد شهادت عمواکبر دیروز بر سر مزار عمو در بهشت زهرا سلام الله برگزار شد؛ مراسم از نظر کمی و کیفی، خیلی خیلی بهتر از اونچه فکر می کردم؛ بود و معنویت خاصی داشت.

تعدادی از بچه رزمنده های قدیمی مسجد جامع و خزانه بخارایی؛ به جمع ما آمده بودند و صفای مجلس رو چندبرابر کرده بودند. نکته ی جالب اینجا بود که یکی از همین بچه رزمنده های قدیمی؛ خیلی خالصانه و بی ریا، اومد کنار مداح (شوهرخواهر باباعطا) تا بهش کمک کنه. و انصافا دو نفری با خوندن زیارت عاشورا و چندتا روضه، روح خاصی به مجلس بخشیدند.

خلاصه اینکه هر کسی دیروز توفیق حضور در مراسم سالگرد عمواکبر نصیبش شده بود، بهره ی معنوی خوبی برد و روح و جانش رو صفا داد. این رو حاضرین در مجلس اعتراف کردند و تحلیل شخصی خودم از مراسم نیست.
ازت ممنونم عمواکبر عزیزم
اما دیروز یه مهمان عزیز هم داشتیم که چند سالی هست ما رو شرمنده خودش می کنه و با وجود شرایط خاصی که داره، مرتب در مراسم سالگرد باباعطا و عمواکبر شرکت می کنه. این مهمان عزیز و بزرگوار جانباز سرافراز حاج موسی سلامت یا همون عموسلامت خودمونه که مدتی هم با عمواکبر هم رزم بوده و در همین عملیات مسلم بن عقیل که عمواکبر به شهادت میرسه، به درجه ی جانبازی نائل میشه

از اونجاییکه عموموسی طرفدار پروپاقرص پرسپولیسه (البته عمواکبر هم اون قدیما؛ طرفدار همین تیم بوده) با این شال قرمز رنگ، کنار مزار عمواکبر عکس یادگاری انداخت و از عمواکبر خواست واسه موفقیت تیم محبوبش دعا کنه!

اما نکته پایانی
امروز یکی از دوستان بهم خبر داد که آخر این هفته؛ برنامه ی یه سفر کوتاه دو روزه، به منطقه سومار (عملیات مسلم بن عقیل در این منطقه انجام شد و عمواکبر هم در همین منطقه به شهادت رسید) دارند. مدتها بود که منتظر یه همچین برنامه ای بودم. خیلی دلم می خواست برم منطقه ای که عمواکبرم اونجا شهید شده رو از نزدیک ببینم. بالاخره عمواکبرم اجازه داد.
انشاءالله آخر این هفته میرم سومار.....
خدا رو شکر
باباعطا يه باباي مهربون مثل همه ي باباهاي مهربون دنيا بود اما يه فرق كوچيك با باباهاي مهربون ديگه داشت: عاشق بودنش از بابابودنش بهتر بود.