این بار بی مقدمه از سر شروع کرد
این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد

مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را
از جای بوسه های پیمبر شروع کرد

از تل دوید مرثیه قتلگاه را
از لا به لای نیزه و خنجر شروع کرد

از خط به خطّ مقتل گودال رد شد و
با گریه از اسیری خواهر شروع کرد

این جا چقدر چشم حرامی به خیمه هاست!
طاقت نداشت از خط دیگر شروع کرد

بر سر گرفت گوش عبا را و صیحه زد
از روضۀ ربودن معجر شروع کرد

برگشت، روضه را به تمامی دشت برد
از ارباً ارباً تن اکبر شروع کرد

لب تشنه بود خیره به لیوان نگاه کرد
از التهاب مشک برادر شروع کرد

هی دست را شبیه به یک گاهواره کرد
از لای لایِ مادر اصغر شروع کرد

تیر از گلوی کودک من در بیاورید!
هی خواند و گریه کرد و مکرر شروع کرد

غش کرد روضه خوان نفسش در شماره رفت
مدّاحی از کناره منبر شروع کرد:

ای تشنه لب حسین من ای بی کفن حسین!
دم را برای روضه مادر شروع کرد

یک کوچه باز کنید که زهرا رسیده است
مداح بی مقدمه از در شروع کرد

- هیزم می آورند حرم را خبر کنید-
این بیت را چه مرثیه آور شروع کرد

این شعر هم که قافیه هایش تمام شد
شاعر بدون واهمه از سر شروع کرد


شاعر: محسن ناصحی


سلام باباعطا

امسال هم به رسم همیشه؛ هر شب میریم هیأت خودمون. همون هیأت خانواده شهدا که یه زمانی مداحش بودی. جالب اینجاست که عمومحمد و بچه های هم دوره شما که تو این سالها مجلس گرمی می کردند، دیگه دارند کم کم از رده خارج میشن! امسال، نسل سومی ها شدند مداحان هیأت و به بزرگترها کمک می کنند.
بازم یکی از شبها، صدای زیارت عاشورا خوندن تو رو تو هیأت پخش کردند و همزمان با صدای زیبای تو، تصاویر شهدای مسجد و بعضی پدر و مادرهاشون، روی پرده نشون داده شد.

چند روز قبل، همون بچه هایی که باهاشون میرم مناطق جنوب و غرب و ....  باهام تماس گرفتند و گفتند واسه تاسوعا و عاشورا، برنامه ی زیارت منطقه فکه رو دارند. با اینکه خیلی دلم می خواست برم ولی خودت بهتر می دونی که دلبستگی زیادی به هیأت خودمون دارم و دلم نمیاد تو این ایام؛ بجز هیأتی که نام و یاد شما رو با خودش داره، جای دیگه ای برم. از طرفی، علاوه بر هیأت، برنامه ی یادواره شهدای مسجد هم از سال گذشته به برنامه ها اضافه شده و شرکت تو  یادواره شهدامون رو نمی تونم با برنامه ی دیگه ای عوض کنم.

باباعطا و عمواکبر
شهدای مسجد جامع
عصر تاسوعا مراسم یادواره شما برای دومین سال، تو مسجد برگزار میشه. امیدوارم همه تون تو برنامه ی خودتون شرکت کنید و مجلس ما رو خالی از نور حضورتون نگذارید.
منتظرم


باباعطا
اصلا حواست بهم هست؟ کجایی؟...... جان عمواکبر بیشتر مراقبم باش. چون میدونم خیلی دوستش داری، به جان عمواکبر قسمت دادم
کمکم کن......  خیلی زود.....