كم معرفتي ما رو ببخش
سلام باباعطا
ببخش كه به وبلاگمون زياد رسيدگي نمي كنيم آخه همگي خيلي درگير كار و زندگي شديم فقط خدا كنه راه درست رو گم نكنيم، هر چند كه همگي احساس مي كنيم خيلي از معنويات دور شديم اما به دعاي تو اميد داريم كه گمراه نشيم
كم كم داريم به سالگرد پرواز و عروجت نزديك مي شيم :
" ۷ اسفند". امسال هم همگي هفتم اسفند جمع مي شيم خونه زينب اينا
نمي دونم سال گذشته كه برات مراسم گرفتيم و دعوتت كرديم، دعوتمون رو پذيرفتي يا نه؛ اما با تمام وجود ازت خواهش مي كنيم امسال حتماً دعوتمون رو قبول كن و با عمواكبر بيا تو مراسمت شركت كن خيلي خيلي خيلي به عنايات ويژه ات نيازمنديم
جان امام حسين تنهامون نذار و بهمون نظر كن
بي صبرانه منتظرتيم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۷/۱۱/۲۴ ساعت ۱۱:۴۲ ب.ظ توسط دختر باباعطا
|
باباعطا يه باباي مهربون مثل همه ي باباهاي مهربون دنيا بود اما يه فرق كوچيك با باباهاي مهربون ديگه داشت: عاشق بودنش از بابابودنش بهتر بود.