ضیافت باباعطا
پسران باباعطا از صبح زود كنار مزار باباعطاشون حاضر شدند و مزار و اطرافش رو تزيين كردند.

پدر باباعطا كنار مزار پسر
چند روز قبل از مراسم سالگرد، از جناب آقاي فلكي درخواست كردم چند دقيقه اي درباره باباعطا صحبت كنند. ايشون هم لطف كرده و پذيرفتند و براي ميهمانان باباعطا، در وصف باباعطا صحبت كردند.
رزمنده هاي دهه شصت مسجد جامع كنار مزار باباعطا
رزمنده هاي ادوات لشگر ۱۰ سيدالشهدا عليه السلام كنار مزار باباعطا
عكس زير، مربوط به تعدادي از دوستان باباعطا در پادگان امام حسين عليه السلام است. جانباز بزرگوار جناب آقاي پناه، از دوستان باباعطا در اين پادگان بودند كه براي اولين بار بود توفيق ديدار ايشون نصيبم مي شد و شناخت قبلي نسبت به ايشون نداشتم. ايشون گفتند كه باباعطا رو به خوبي مي شناختند و خاطرات خوبي با هم دارند. سمت راست تصوير، جناب آقاي ذهابي مدير وبلاگ "مكتب القرآن شهرستان ملاير"ايستادند كه با حضور خودشون از اين راه دور، خيلي شرمنده مون كردند نكته جالب اينجاست كه مثل يك آشناي قديمي و با تواضع خاصي، در برگزاري مراسم كمك مي كردند. حاج موسي سلامت هم كه كنار آقاي پناه ايستادند و هميشه دختران باباعطا را شرمنده محبت هاشون كرده و مي كنند
سيدعلي و سيدمهدي نوه هاي باباعطا
يكي از آقايون حاضر در مراسم، خودش رو در عكس زير به من نشون داد و گفت: نفر عقب سمت راستم.
باباعطا در جمع بچه هاي مسجدجامع كه بعضي هاشون در ضيافت جمعه حضور داشتند.
ميهمانان باباعطا در ضيافت بيست و نهم


صبح جمعه، وقتي رسيدم سر مزار باباعطا، ديدم يه تاج گل قشنگ، به تابلو مزار باباعطا تكيه داده شده بود و روش نوشته بود: از طرف خانواده شهيد ايزدي. از پسراي باباعطا پرسيدم: نديديد اين رو چه كسي آورد؟ گفتند: يه آقايي آورد گذاشت اينجا و رفت. هر چي فكر كردم، چنين اسمي برام آشنا نبود. از هر كسي هم كه پرسيدم، نمي شناخت. خلاصه فكر كردم بهتره تصويرش رو بگذارم اينجا و از اين طريق از اين بزرگواران تشكر كنم. اميدوارم به زودي زيارتشون كنم و بتونم براشون جبران كنم.
باباعطا يه باباي مهربون مثل همه ي باباهاي مهربون دنيا بود اما يه فرق كوچيك با باباهاي مهربون ديگه داشت: عاشق بودنش از بابابودنش بهتر بود.