یادش به خیر

4 سال پیش یه همچین روزی تو یه خیمه ی سفید و بزرگ، تو صحرای عرفات بودم و مداح کاروانمون چه زیبا دعای عرفه رو زمزمه می کرد:

اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَيْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ ......

اَنْتَ کَهْفى حینَ تُعْیینِى الْمَذاهِبُ فى سَعَتِها وَتَضیقُ بِىَ الاَْرْضُ بِرُحْبِها......

اَنـَا الَّذى اَسَاْتُ اَنـَاالَّذى اَخْطَاْتُ اَنـَاالَّذى هَمَمْتُ اَنـَاالَّذى جَهِلْتُ اَنـَاالَّذى غَفَلْتُ اَنـَا الَّذى سَهَوْتُ اَنـَا الَّذِى .....


صحرای عرفات - حج تمتع سال 88صحرای عرفات حج تمتع ۸۸

 

چقدر سخت بود اون لحظاتی که مطمئن بودی آقا و مولا و سرورت؛ یه جایی همون نزدیکی ها مشغول مناجاته؛ اما چشمای آلوده ی تو، نمی تونه چهره ی دلرباش رو ببینه و بشناسه.... 

غروب عرفه رو که دیگه نگو....  زمانی که مجبور بودی صحرای عرفات رو ترک کنی در حالی که جمال حجت خدا؛ یوسف زهرا رو ندیدی..... اونم تو سفری که فقط یک بار ممکن بود تو زندگیت پیش بیاد....

التماس دعا از همه ی دختران و پسران باباعطا دارم


يكي از بچه رزمنده هاي دهه شصتي مسجدجامع و يا بهتر بگم يكي از دوستان باباعطا و عمواكبر؛ واسه اين پستم يه نظر بسيار زيبا گذاشت كه حيفم اومد اينجا ازش استفاده نكنم:

تو رو خدا جوونا قدر روز عرفه و دعاي عرفه رو بدونيد. بدون شك نزديكترين تشبيه شبهاي عمليات، روز عرفه و شب عزيمت به مشعرالحرام است.
به باور من، خداي بزرگ در روز عرفه تا سر حد امكان خودشو به بنده نزديك ميكنه و اگر در عرفات باشي متوجه ميشوي كه آسمان به زمين آمده است و مي بيني كه ديگر هيچ مانعي بين خدا و بنده نيست و تمام اسباب آماده؛ و اين يقين، وقتي حاصل ميشود كه معتقد باشي حضرت حجت (عليه السلام) حتمي و قطعي در عرفات حضور دارد و حج بدون حضور او معني ندارد و پس از آنكه شرايط زمان و مكان محيا شد نوبت به عشق ميرسد و معلم اين عشق بازي چه كسي ميتواند باشد جز حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) و كتاب تدريس اين عشق فقط و فقط دعاي عرفه است و ديگر هيچ؛ من براين اعتقادم كه اگر آن حضرت در صحراي كربلا با خداي خود عاشقانه نجوا كرد و شاهد شهادت عزيزانش بود همه از الطاف مكتب دعاي عرفه بود و شهداي ما هم ريزه خوار همين دعاي عرفه بودند. به راستي چرا شهدا فقط خود خود خود خدا را مي خواستند؟
بيايم امسال از شهدا اجازه بگيريم از زبان آنها عرفه بخوانيم و هيچ از خدا نخواهيم جز رضايت او.