حق شاگردی
من یکی از 20ملیون نفر آفرینشگر دوم خرداد ومنتظرآمدنت بودم.خاتمی را انتخاب کردم نه چون اورا می شناختم چون از وضع دوران هاشمی ناراحت بودیم و او نویدگر دوران رهایی بودهرچنداین روزهافهمیده ایم خاتمی وهاشمی وناطق ندارد! بگذریم!حالا هم گفتم موسوی! نه اینکه می شناختمت نه!گفته بودند دوران بحران اقتصادی را مدیریت کرده ای. می ماند یک سوال که همیشه برایم مهم بود: دروغ نگویی! از عقایدت گفته بودی مهم نبود من هم معتقد به آنها باشم اما سخنان خوبی بود تا تورامحک بزنم
گفته بودی امام خمینی وخود را از او وهماهنگ با او دانسته اید.پس بهترین سندبود یک روز وقتم راگذاشتم اندر مطالعه تطبیقی واینچنین شد:
موسوی (آن سیاست خارجی که مارامورد اتهام قراردهد وایرانیان رادر سراسر جهان خجل می کندمورد تایید ملت مانیست)
موسوی خمینی:(ماوملتهای مظلوم دنیامفتخریم که رسانه های گروهی دستگاههای تبلیغاتی جهانی,ماوهمه مظلومان جهان رابه هر جنایت وخیانتی که ابرقدرتهای جنایتکار دستور می دهند متهم می کنند.)
موسوی ( مارابجایی رسانده اید که شناسنامه وگذرنامه مادر طرازکشورهای مثل سومالی! قرار گرفته است)
موسوی خمینی(فریا برائت مافریادمردم مسلمان آفریقااست؛برادران وخواهران دینی ما!که به جرم سیاه بودن,تازیانه ستم سیه روزان بی فرهنگ نژاد پرست را می خورند)
موسوی (حیثیت ملی ما مربوط به یک نفر نیست و همه ایرانیان حیثیت دارند. شما کاری می کنید که آبروی ایرانیان در جهان می رود ملت به شما چنین حقی نداده است. آیا شما با رفتن به سوئیس آبروی ملت را حفظ کردید که این همه سر و صدا به راه انداختید؟)
موسوی خمینی(قدرتها وابرقدرتها ونوکران آنان مطمئن باشندکه اگرخمینی یکه وتنها بماندبه راه خود که مبارزه با کفر وظلم وشرک وبت پرستی است ادامه می دهد وبه یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام,این پابرهنه های مغضوب دیکتاتورها,خواب راحت را از دیدگان جهانخوران و سرسپردگانی که به ستم وظلم خویشتن اصرار می نمایند سلب خواهدکرد)
ازخود پرسیدم موسوی؛ خمینی رازیسته وتو خمینی را می خوانی شاید شرایط تغییر کرده اما در ادامه همین سخنان خمینی چنین گفته بود:
که این سیاست اصولی انقلاب اسلامی در جهان گرسنگان و مستضعفین بوده...وذره ای هم از این سیاست عدول نخواهد کرد
( کشور های اسلامی ومردم مسلمان جهان نباید وابسته به غرب واروپاوآمریکا ونه به شرق,شوروی,اه انشاءالله تعالی به خدا ورسول خداوامام زمان وابسته است وبه طور قطع ویقین ,پشت کردن به این سیاست بین المللی اسلام پشت کردن به خدا ورسول...ونهایتامرگ کشور وملت ما وهمه کشورهای اسلامی است وکسی گمان نکندکه این شعار شعار مقطعی است که این سیاست ملاک ابدی مردم ماوجمهوری اسلامی ماوهمه مسلمانان سرتاسر عالم است)
گفته اید مبنای سیاست خارجی شما تنش زدایی خواهد بود اما من سرتا پای انقلاب را پرتنش یافتم آقای موسوی انقلاب کردن ایجاد تنشی بزرگ بود بنظرم برای حل ریشه ای بحران وتنش باید انقلاب زدایی کرد.سخنان رهبر شمادر انقلاب سراسر عصیان در برابر ابرقدرتهاست توجه!(شما (ابرقدرتها)هر غلطی می خواهید بکنیدو نمی توانید هم بکنید!)
تو گفته ای :رئیس جمهور ماجراجویی می کند.سیاست خارجی اورا درد سرساز خوانده ای
وخمینی گفته است:( مااین واقعیت را در سیاست خارجی و بین المللی اسلامیمان بارها اعلام نموده ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان وکم کردن سلطه جهان خوران بوده وهستیم .حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست راتوسعه طلبی وتفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می گذارند,از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم. مادر صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم ,سرمایه داری وکمونیزم در جهان هستیم .ماتصمیم گرفته ایم به لطف وعنایت خداوند بزرگ ,نظام هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود کنیم)
تو می گویی فلسطین فعلا در اولویت برنامه هایت نیست و پرداختن به چنین آرمانهایی را مستلزم قوت داخلی می دانی آن هم امروز
پس چرا خمینی درست در زمان جنگی که خودت بحران اقتصادیش را لمس کرده ای (مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند,باید سعی کنند که سختیها وفشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند...گرانی وکمبود بر طبقه مستضعف فشار می آورد ولی هیچ کس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دول دنیای امروز وپایه ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با آمریکا وشوروی فشار وگرسنگی را به دنبال دارد...)
جناب موسوی عزیز این حد از سیاست خارجی که همه دنیا را با مادرگیر می کند و می ماند عده ای پابرهنه وگرسنه که باید به وعده قرآن در مورد خلافت آنها در زمین دلخوش باشیم و حمایتشان کنیم! چه کنیم؟البته اشکال به شما نیست چون سیاست های شما که با بودن انقلابی تهی مغز یا به طور کلی نبودن آن پیش می رود.اشکال به اصل حادثه است وعامل اصلی آن که می خواهد حکومت جهانی مستضعفین را بپا کند....و این مرد نه چندان معروفی که اخیرا آمده وبدون آنکه نام چندانی از خمینی ببرد سعی دارد همه آنچه گفته است را عملی سازد وابته همه شما بزرگان قوم وبلند قامتان سیاسی این مملکت را از هاشمی و خاتمی گرفته تاناطق و...راعاجزو در یک طرف پشت سر تو بسیج کرده است وتو می مانی وتکلیف موضع صریح خویش که همان خمینی گفته است(با هیچکس عقداخوت نبسته ام چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است)
باباعطا يه باباي مهربون مثل همه ي باباهاي مهربون دنيا بود اما يه فرق كوچيك با باباهاي مهربون ديگه داشت: عاشق بودنش از بابابودنش بهتر بود.