فقط دختران فیروزه ای وشال سبزها بخوانند

احساس خطر کردی،احساس خطر کردم!

نخست وزیر محبوب دوران جنگ وبحران                                                                                         

جناب آقای میرحسین موسوی!                                                                       

 معرفی می کنم :من از نسلی که دورانت را تجربه نکرده ام!                                                                                   

آیاصدایم به گوشت خواهد رسید؟نمی دانم !امابگذار حداقل برای راحت شدن خودم بنویسم. شنیدم که بارها از تو خواسته اند بیایی اما نپذیرفته ای گفتم باید انسان جالبی باشی مشتاق آمدنت شدم که آمدی با این جمله :احساس خطر کردم!از ناامنی وفقر وفلاکت گفته ای از اعتیاد وهمه بدبختی های مملکت…ازکرامت انسان وبرایمان نوید صبحی داده ای که قرار است درآن آزادی سیاسی وقلم وبیان باشد.عامل همه جنایات یعنی احمدی نژادرا به مردم معرفی کردی.

به یکی از ستادهایت سرزدم تا ببینم که هستی دیدم خیلی هستی،خیلی بیش از آنکه تصورش را می کردم .

جناب آقای موسوی من از سوابق کاری شمادریافتم که شما تمام مدت به ما خدمت می کرده ای اما گمنام!امااجازه بدهید یک سخن شمارا منصفانه ندانم وآن اینکه همه مشکلات را به احمدی نژاد نسبت داده ای.محاسبه دوران مسئولیت شما به من نشان داد که این رئیس جمهور تازه کار کمتر از یک هفتم دوران مسئولیت شمارا داشته است شما دو دوره رئیس دولت بوده ای.

آقای میرحسین از شما خواهش می کنم من را در رابطه با یک مسئله روشن کنید زمانی که برای اولین بار رای می دادم  دوم خرداد بود که خاتمی را انتخاب کردم دلیل من وبسیاری از دوستانم نارضایتی از جو سیاسی ونبودن آزادیهای معقول قلم وبیان در دوران آقای هاشمی بود اما حالا در سابقه کاری شما متوجه شده ام که شما مشاور سیاسی آقای هاشمی بوده اید.مشاور سیاسی آقای هاشمی رفسنجانی در حالی که هنوز وی را به پشتوانه گرفته چگونه می تواند به من قول آزادی سیاسی بدهد!

جناب آقای موسوی عزیز بعد هم که مشاور عالی آقای خاتمی بوده اید پس می توانستید به آقای خاتمی بگویید انسانی که گرسنه است روزنامه نمی تواند بخرد وبخواندوضع معیشت مردم هم نیازمند رسیدگی جدی است و بگویید وبگویید… تا پس از دو دوره رای بالا به یکباره بسیاری از دوستان دوم خردادی از این جریان هم ناامید نشوند وبسیاری از مردم هم با گله وشکایت فراوان به مخالفت با هر دو جریان گذشته ؛فرد نه چندان معروفی راکه به نظرشان شجاع است و حق در گلو مانده شان را باز پس خواهد گرفت برنگزینند.فکر نکنی حالا که رقیبت رای می آورد شروع کرده ام به نقد وسوال وگله!نه هرگز اما چون احساس خطر کردی احساس خطر کردم به من حق بدهید که به شما اعتماد نکنم شما فقط کمتر از چهار سال است که در مهم ترین مسئولیت اجرایی کشور نقشی نداشته اید!

آقای موسوی عزیز بگذارید مدتی هم کسانی غیر از جریان حاکم غالب  برای مردم تصمیم بگیرند در حال حاضر کشوربرای پیشرفت  به اندکی ریسک جوانترها نیاز دارد تا دست به عصا رفتن ومحافظه کاری پیران قوم!

 احساس خطر کردی ،احساس خطر کردم!

 وبه خدای علی که می گفت کاخی بالا نرفت مگر آنکه در جایی کوخی بوجود امده باشد وکوخی را نمی بینی مگر انکه کاخی در جایی بالا رفته باشد از سر دلسوزی وپاسخی که باید در مقابل خدای خویش داشته باشم تورا بر نخواهم گزید.به من حق بدهید که به شما اعتماد نکنم احساس خطر کردی احساس خطر کردم