سال نو
سلام باباعطا
لحظۀ تحویل سال ۱۳۸۷ هم مثل چندسال گذشته اومدم بهشت زهرا(س) تا سال جدید رو به نیابت از همۀ دخترای باباعطا، در جوار تو و عمواکبر و بقیۀ رفقا شروع کنم. با اینکه جادۀ اصلی منتهی به بهشت زهرا خیلی شلوغ بود، اما هر طوری بود از راه دیگه ای که بلد بودم خودم رو بهت رسوندم تا موقع تحویل سال پیشت باشم و بالاخره موفق شدم. عیدت مبارک باباعطا ![]()
امسال بر خلاف سال های گذشته مدل دعاکردنم
رو تغییر دادم و یه جورایی حذف و اضافه کردم! یعنی بعضی آرزوهایی که سال های گذشته داشتم و هنوزم برآورده نشده، دیگه ازت نخواستم و یه سری آرزوهای دیگه جایگزین اونا کردم. تازه، همۀ خواسته هام رو (که البته شامل حاجات همۀ دوستان و اقوام و آشناها می شد) توی یه دفترچه یادداشت کردم و نگه می دارم تا ببینم چند مَرده حلاجی! می دونم که مثل همیشه رومو زمین نمیندازی و دست خالی ردم نمی کنی. منتظر جوابای قشنگت هستم.
راستی اونایی که دوست دارن باباعطا رو ملاقات کنن و باهاش حرف بزنن، می تونن به این آدرس مراجعه کنن: بهشت زهرا(س)، قطعه ۲۶، ردیف ۳۲، شماره ۲۹. آدرس عمواکبر هم اینه: قطعه ۲۶، ردیف ۴۷، شماره ۲۹
مطمئن باشین باباعطا روتون رو زمین نمیندازه.
باباعطا يه باباي مهربون مثل همه ي باباهاي مهربون دنيا بود اما يه فرق كوچيك با باباهاي مهربون ديگه داشت: عاشق بودنش از بابابودنش بهتر بود.