یا زینب کبری سلام الله علیها
آن روح زلال و صیقلی زینب بود
آیینه ی غیرت علی زینب بود
هر چند امام و مقتدا بود حسین
پیغمبر کربلا ولی زینب بود
شهادت اسوه صبر و مقاومت، حضرت زینب کبری سلام الله علیها را تسلیت عرض می کنم
---------------------------------------------------
سه روز مثلا سعی کردیم با خدا خلوت کنیم، روزه، نماز، دعا و.... . بعدش هم پای روضه خوانی مصائب عمه ی سادات، حضرت زینب کبری سلام الله علیها، نشستیم و دلمان برای مظلومیتشان سوخت. گفتند از حیا و عفت و پاکدامنی ایشان، از نافله ی شبشان، از غیرت پدر و برادرانشان، و برایمان خواندند از بی غیرتی یزید و یزیدیان، از تازیانه، از غل و زنجیرها، از اسارت، حرمت شکنی ها.......
به چه قیمتی؟ برای چه این همه سختی و رنج و مصیبت را به جان خریدند؟ برای اینکه شریعت، از بین نرود و به ما برسد. برای اینکه اسلام ناب، در دل حوادث، از بین نرود و ما از این موهبت الهی بهره مند شویم و بعدش هم در اشعار زیبا و متون ادبی بگوییم: آتش جهنم شیعه علی علیه السلام را نمی سوزاند!!!
آیا ما قدرشناس این همه مصائب و سختی هستیم؟ برای حفظ دین چه می کنیم؟ آیا قدمی برای حفظ راه و روش و منش و سیره اهل بیت علیهم السلام، برمی داریم؟ اولین مخاطب این سؤالات، خودم هستم. واقعا چه کردم و چه می کنم؟ چگونه رویمان می شود برای مصائب زینب کبری سلام الله علیها گریه کنیم در حالیکه، سیره و منش ایشان و خاندان طاهرینش، در زندگی هایمان کمرنگ است. خدایا اگر ما در آن زمان بودیم، در کدام گروه بودیم؟
نقل قول می کنم از استاد گرانقدری که فرمود: ما اهل کوفه نیستیم از اونا بدتر هستیم!!!
از همه ی دوستان خوبم عذرخواهی می کنم. نمی دانم چرا به قول خودمونی ها اینقدر قاطی کردم. این روزها، نسبت به بی حجابی و بی عفتی، خیلی کم طاقت شدم.
بعد از اعمال ام داوود و روضه خوانی و دعا و تضرع، سفره افطار پهن شد و معتکفین روزه ی خود را افطار کردند و راهی منازل خود شدند. ای کاش سر و وضع برخی هاشان را نمی دیدم که موقع خروج از مسجد چگونه بودند! دو دختر جوان با مانتوهای بسیار بسیار کوتاه و تنگ (بهتر است بخوانید بلوز و شلوار) و موهای بیرون زده از روسری، چند خانم که حاضر نبودند به احترام زینب کبری سلام الله علیها، که چند دقیقه قبل برای مصائبش، گریه می کردند، برای چند ساعت روسری ها را جلوتر بکشند و یا حداقل هنگام خروج از مسجد، با آن وضعیت خارج نشوند.
من و امثال من چگونه عمل کردیم که وضع حجاب جامعه اینگونه است؟ اصلا به عقل سلیم جور در نمی آید: سه روز وقوف در مسجد، سه روز روزه داری، دعا، تضرع، نیایش در کنارش بی حجابی!
اعتقاد در کنار بی اعتقادی!
خدایا دلم برای آن دختر ها و خانم های جوان خیلی سوخت و البته برای خودم هم. عملکرد بد من و امثال من، شاید یکی از مهمترین دلایلی باشد که این خانم ها، به این روز افتاده اند.
خدایا کمکمان کن
باباعطا! نمی دانم اگر زنده بودی و شاهد این صحنه ها، چه می کردی؟ آیا طاقت دیدن این اوضاع را داشتی؟ برایمان دعا کن! به رفقایت بگو برایمان دعا کنند. اگر امام را می بینی، از او بخواه برایمان دعا کند. برای اوضاع نابسامانمان دعا کند. برای رهبر و مقتدایمان دعا کند
--------------------------------------------
هفته گذشته، حاج آقا قرائتی در محل کارمان، سخنرانی داشتند و اوضاع نماز را در جامعه، بسیار بسیار بسیار نامناسب دانستند. به صراحت گفتند: وضع نماز در کشورمان، اصلا رضایت بخش نیست.
این از نمازمان، آن از حجابمان .........
باباعطا يه باباي مهربون مثل همه ي باباهاي مهربون دنيا بود اما يه فرق كوچيك با باباهاي مهربون ديگه داشت: عاشق بودنش از بابابودنش بهتر بود.